تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان برق دانشگاه صدرا
وبلاگ دانشجویان برق دانشگاه صدرا
یکشنبه نوزدهم آبان 1387
خدا جونم خیلی دوست دارم

خداجونم سلام . می دونم یه چند وقتیه که باهات اینقدر خودمونی حرف نزده بودم .

یه چند وقتی بود که باهات مثل آدمای طلبکار حرف می زدم . انگاری ازت طلب داشتم . اما اشتباه    می کردم . فکر می کردم باز دیگه به حرفام گوش نمی کنی دیگه منو فراموش کردی اما یادم رفته بود که اگه خدا یه چیزی رو الان بهت نمی ده یا  می خواد بهترشو بهت بده یا اینکه می خواد وقتی اون چیزو بهت داد قدرشو بیشتر بدونی . اما الان بهش پی بردم .

خدا جونم کرمت و شکر خیلی دوست دارم منو ببخش که تو این چند وقته گذشته اینقدر ازت دور شده بودم . خدایا منو ببخش خوب من یه آدمم . انسانم که جایز الخطاست .

اما الان به خاطر تموم این چند وقته پشیمونم اومدم در خونتو دارم می زنم تو رو به اون کرمت در خونتو به روم باز بزار .

خدا یا خیلی مخلصیم .

خدایا شکرت  

به خاطر تموم مهربونی هات به خاطر تموم نعمت هات .

خدایا تنهام نزار . حالا که بهت محتاجم .

بیشتر از دیروز و کمتر از فردا .

 

زندگي را دور بزن و ان گاه که به بلندترين قله ها رسيدي لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي بکن که پايت را خراشيدند .


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:9 بعد از ظهر توسط : سيدجواد ميربابائي

RSS